أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
82
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ريّان بن الوليد بود كه خزائن مصر در دست يوسف كرد ، و نام فرعون ثانى يعنى فرعون موسى الوليد بن مصعب بود و سبب كشتن پسران بنى اسرائيل آن بود كه فرعون عليه - اللعنه چون عمر او دراز شد ظلم عظيم كردن گرفت در ملك خود ، خداى تعالى خواست تا موسى را عليه السّلام به پيغمبرى فرستد شبى فرعون در خواب ديد كه آتشى عظيم از بيت - المقدس برآمد و گرد سراهاى فرعون فرو گرفت و بسوخت و سراهاى قبطيان نيز همه بسوخت و بنى اسرائيل را هيچ گزند نكرد ، فرعون از آن خواب بترسيد كس فرستاد معبّران را بخواند و خواب بر ايشان عرضه كرد گفتند كه : اين دليل مىكند كه از بنى اسرائيل كسى بيايد كه هلاك تو و قوم تو بر دست او بود كس فرستاد و قابلگان اهل مصر را بخواند و بر زنان بنى اسرائيل كه آبستن بودند موكّل كرد و مردان را از زنان جدا فرمود كردن و منادى فرمود كه واى بر آنكس كه با زن خلوت كند و چون زنى بار بنهادى اگر دختر بودى رها ميكردند و اگر پسر بودى ميكشتند تا چند سال برين برآمد و مرگ در مردان بنى اسرائيل افتاد و بسيارى بمردند قبطيان بر خواستند و بنزديك فرعون شدند و گفتند : پيران بنى اسرائيل منقرض شدند و كودكان را ميفرمائى كشتن ، نسل ايشان منقطع گردد كس نباشد كه براى ما كار كند فرعون لعنه اللّه گفت : يك سال ببايد كشت و يك سال رها بايد كرد قرار بر اين افتاد ، چنان اتّفاق افتاد كه هارون در سال امن از مادر بزاد و بيك سال و سه ماه از موسى مهتر بود و چون سال خوف و قتل بود مادر موسى بموسى بار گرفت . روايت ديگر آنست كه فرعون را گفتند : ما در كتابها چنان مىيابيم كه اين كودك كه بر دست او ملك تو خراب خواهد شدن از پشت عمران بود و عمران مؤمن بود و ايمان پنهان ميداشت و از جملهء خواصّ فرعون بود فرعون او را گفت : نخواهم كه يك ساعت از پيش من غائب باشى بشب و روز ؛ گفت : چنين كنم بشبها پيش او مى خفت شبى از شبها فرعون بر كوشك خفته بود و عمران پيش او خفته بود خداى تعالى فرشتهء را فرستاد تا مادر موسى را برگرفت و بنزديك عمران آورد عمران از خواب در آمد مادر موسى را ديد ، گفت : چگونه آمدى و اين همه درها بسته و پاسبانان نشسته ؟ -